تبلیغات
پلاگیوس - مقایسه اى جالب و مهم در برخی اعتقادات اسلامى ـ مسیحى
شنبه 26 شهریور 1390

مقایسه اى جالب و مهم در برخی اعتقادات اسلامى ـ مسیحى

   نوشته شده توسط: علی هجران    نوع مطلب :مسیحیت ،

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTR8oxU9rW9Z0_xqrllbyuLDkhCyyRGYwOTXcduYtBBdPACrFuLsw
 

اشتراكات بین قرآن و انجیل

1ـ قرآن و انجیل از ذات اقدس الهى لایزال و ابدى كه بر كائنات حكومت مى كند سخن مى گویند.


2
ـ قرآن و انجیل از خلقت آسمان ها و زمین و خلقت آحاد انسانى توسط خداوند حكایت مى كند و هر دو از صفت خالقیت خداوندمى باشد.


3
ـ بر مبناى اعتقاد مسیحى ـ اسلامى ، خداوند در متون مقدس قرآن و انجیل قداست و كلام جاودانه خود را بیان داشته است



4
ـ قرآن و انجیل از مردم مى خواهند خداوند قادر متعال را عبادت كنند و بر آستانه او سر تشكر فرود آورند.


5
ـ بر طبق آموزه هاى دینى قرآن و انجیل ، گناه و آمرزش الهى در ارتباط انسان با خداست و تنها انسان موفق مى تواند به آمرزش الهى دست یابد.


6
ـ قرآن و انجیل از طریق قوانین الهى حسن و قبح را بیان داشته اند.


7
ـ هم در قرآن و هم در انجیل عصیان اولین انسان در بهشت بیان گردیده و به همین دلیل وى از بهشت اخراج شده است .


8
ـ در قرآن و انجیل شیطان به عنوان حریف آدمى كه درصدد اغواى آدمى است معرفى گردیده است . اما این انسان در برابر شیطان بى پناه رها نشده بلكه مستظهر به كمك الهى است .


9
ـ بر طبق بیان قرآن و انجیل هر انسانى به دنبال حیات دنیوى و مرگ دوباره زنده خواهد شد و خداوند درخصوص او به داورى خواهدنشست .


10
ـ قرآن و انجیل تأكید مى نمایند كه هر انسانى كه در زندگى دنیوى خود به قوانین الهى گردن ننهد و خداوند را باور نداشته باشد در روزرستاخیز محكوم به دوزخ است در حالى كه مؤمنان در همان روز به بهشت جاودان رهسپارند و مردم بنا بر اعمال نیك و بد خود در بهشت وجهنم خواهند بود. طبیعتاً بر طبق اندیشه قرآنى راه بهشت تنها به روى مسلمانان مؤمن باز خواهد بود در حالى كه شخص مسیحى به عنوان كافر معلون تلقى مى شود. البته برخلاف این انجیل مى گوید كه تنها مسیحى مؤمن است كه امكان بهره ورى از میراث حیات جاودانگى را داراخواهد بود.

مشتركات اسلامى ـ مسیحى از كجا سرچشمه گرفته است ؟

پیامبر اسلام (ص)را در قرن هفتم میلادى در شبه جزیره عربستان و در شهر مكه نبوت خد را اعلام كرد
وى از طریق عالم شهود كه از جانب خداوند به پیامبرى مبعوث شده است . و فرمود كه از ناحیه خداوند پیام دریافت داشته كه براساس آن وحى ، مردم سرزمین هاى عربى كه مشرك بوده و به چند خدایى قائلند رابه سوى توحید و یكتاپرستى دعوت نمایند.
پیامبر اسلام (ص)در قلمرویى پا به جهان هستى نهاد كه گفت و شنودهایى با گروه هایى از مسیحیان و یهودیان داشت و از اندیشه هاى یهودیان و مسیحیان بسیار مطالب آموخت و به دنبال آن وى بعضى از مواد آن را در قرآن درج نمود. البته طبیعى است كه این نظر موردنظر مسلمانان نیست زیرا مسلمانان اعتقاد دارند كه قرآن از ابتدا تا انتها كلام خداوند است .
در قرآن به قریب بیست شخصیت توراتى و انجیلى چون آدم ، ابراهیم ، موسى ، ایوب ، داوود، یحیى و عیسى مسیح وجود دارد  .البته باید دانست كه بیان قرآنى درخصوص تأثیرات شخصیت هاى انجیلى كه از آنها نام بردیم با آنچه انجیل از آنها توصیف مى كند در بعضى قسمت ها بسیار تغییر یافته و متفاوت است زیرا پیامبر اسلام (ص)این شخصیت ها را بیشتر به عنوان اسوه و الگو بیان مى دارد. از آن جمله كه مى گفت خداوند از قدیم پیامبران را براى پیام واحدى به مأموریت فرستاده است ویا اینكه خداوند مرا به عنوان آخرین پیامبر به سوى مردم فرستاده است تا مردمان را به سوى او بخوانم . و تمامى پیامبران تاریخ همیشه پیامى واحد از طرف خداوند خالق متعال داشته اند و مردم را از آتش دوزخ بیم داده اند ولى آنها آرام آرام در طى زمان منحرف گردیدند و به سوى شرك روى آوردند. در این هنگام خداوند پیامبرانش را مى فرستاد تا دوباره آن مردم را از پیام الهى آگاه نموده و هدف بعثت انبیا را به یاد آنها بیاورند.
بنابراین تأثیرپذیرى تاریخى قرآن از یهود و مسیحیت را مى توان در 10 ردیف "مشتركات " بین این دو دین عنوان نمود. حال سؤال این جاست كه آیا بررسى بعضى از مشتركات این مذهب به مسیحیت براى شناخت جامع آموزه هاى آن كفایت مى كند؟ آیا مسیحیان و مسلمانان به خداوندى یكسان اعتقاد دارند و آیا با صرف بیان مشترك بین دو دین در انجیل و قرآن مى توان كفایت نمود؟ براى انجام یك مقایسه حقیقى موارد مهمى قابل تبیین است كه در محتواى اسلام و مسیحیت مى توان در مقام مقایسه آنها را در برابر یكدیگر قرار داد و در مقام این مقایسه در محتواى اندیشه در انجیل و قرآن است كه تفاوت قابل ملاحظه اى براى اهل تحقیق و نظر قابل رؤیت است .

تفاوت هاى میان قرآن و انجیل

این تفاوت ها میان بیان قرآن و انجیل آن هنگام مشهود مى گردد كه آموزه هاى این دو مكتب در مقابل سؤال هاى بنیادین چون چگونگى رستگارى انسان مورد كنكاش قرار گیرد. به طور سطحى قرآن بیانات مشابهى از آنچه انجیل به طور مثال در موضوعاتى چون خلقت عالم ،روز قیامت ، جهنم و بهشت ، ملائك و شیاطین و پیامبرانى كه در جریان تاریخ حیات بشر ظهور نمودند و انسان ها را به خداوند آگاه نمودنددارد ولى هنگامى كه این موضوعات در محتواى خودش بیشتر مورد توجه قرار گیرد تفاوت هاى محتوایى سنگینى چون موارد زیر بروزمى نماید:

1ـ گناه نخستین و گناه ارثى

الف . بر مبناى اعتقاد مسیحى آدم و حوا از فرمان خداوند در بهشت سرپیچى كردند و موجب شدند تا با این گناه ، مرگ و جدایى از خداونددر جهان براى تمامى مردمان بر جاى بماند. انسان از طریق این گناه موروثى از خداوند جدا شد (رساله رومیان 20ـ3) و آشتى با خداوند صرفاًاز طریق عیسى مسیح امكان پذیر است . قرنتیان 5، 19 و 18:5)
ب . بنابر اعتقادات اسلامى در این خصوص كه خود یك قصه بهشتى است مى گوید: آدم در بهشت معصیت كرد هنگامى كه او از میوه ممنوعه خورد و این باعث نگردید كه دیگر ارتباطات انسان با خدا منقطع گردد خداوند پس از آن آدم را مشمول آمرزش خود قرار داد و گناه او را بخشید و آدمى از طریق لغرش خود از خداوند جدا نگردید قرآن اساساً گناه نخستین و گناه موروثى را به رسمیت نمى شناسد.

2ـ گناه و عصمت

الف . بر مبناى اعتقاد مسیحى تمامى گناهان معطوف به نافرمانى در مقابل خداوند و عصیان بر علیه نظام الهى است كه در این میان مى توان گناهانى چون منازعات انسانى ، حسادت ، دروغ و غیره را نیز از جمله آنها دانست كه خود نمودى از گناه نخستین آدم است زیرا تمامى انسان ها مبتلا به تأثیر گناه نخستین هستند و در این میان هیچ انسان معصومى وجود ندارد.
ب . بر مبناى اعتقاد اسلامى گناهان مربوط به خداوند نیست و صدور گناه در مرحله آغاز متوجه انسان است كه این فعل از او صادرگردیده است . همواره قرآن این نكته را تأكید مى كند. چون اگر بدى و ستم كردید برخورد كردید (قرآن 7:17). زیرا براساس عقیده عده اى ازمسلمانان ، انسان اساساً فساد نكرده است و اصولاً بسیارى از انسان ها وجود دارند كه معصوم اند. پیامبران كه خداوند آنان را در عرصه تاریخ براى هدایت انسان ها فرستاد معصوم اند بنابر این اعتقاد كلامى مسلمانان ، هیچ گاه یكى از پیامبران مرتكب معصیت نشده این دیدگاه نه تنهایك نظر قرآنى بلكه در مفاهیم كلامى مسلمانان نیز جایگاه دارد

3ـ تمثال خداوندى (تشبیه )

الف . بنابر اعتقاد مسیحیان خداوند انسان را چون خود آفرید. او از روح قدسى خود در او دمیده و جوهره خود را در خلقت او تجلى داد(كتاب اول تورات آیات 26 به بعد و رساله رومیان بخش 1 صفحات 18 به بعد) خداوند اراده خودش را در این خصوص تحقق بخشید.
ب . بر مبناى اعتقاد مسلمانان هر چند كه خداوند خالق آدمى و جهان است ولى او پس از خلقت مخلوقات از آنان جدا مى باشد و انسان تصویر خداوند نیست زیرا هیچ وجه تشابه و مقایسه اى بین انسان و خداوند و بین خالق و مخلوق موجود نیست . خداوند با اراده نامحدود خودعمل مى كند

4ـ تصویر انسان

الف . بر مبناى اعتقاد مسیحى انسان از هنگامى كه به گناه نخستین آلوده شد شقى و شرور گردید و نمى تواند با  اعمال نیك خوددر قبال خداوند عمل نماید. تمامى دستاوردهاى نیك آدمى به او كمك نمى كند كه تا گناهان او را به اعمال نیك تبدیل كند. این امكان وجودندارد كه خداوند از طریق اعمال آدمى به تنهایى خوشنود گردد. تك تك گناهان آدمى مبین عصیان او در برابر خداست و این گناهان صرفاً ازقلب هاى آدمیان بیرون مى آید (انجیل مرقس ، بخش 7 آیه 21) تمامى گناهان در مقابله و مواجهه با خداوند است (رساله رومیان بخش 3آیات 10ـ12).
ب . بنابر اعتقاد اسلامى از آنجایى كه انسان گناه نخستین را تجربه نكرده اساساً قادر بر انجام اعمال نیك و پرهیز از بدى و گناه است .بدى و شقاوت خارج از فطرت آدمى نشأت گرفته و اساساً فطرت آدمى خداجوست و این شیطان است كه با وسوسه هاى شیطانى خود آدمى را به بدى وامى دارد. انسان زمانى به گناه مبادرت مى كند كه به اغواى شیطان تن دهد در این هنگام انسان باید پناه به خداوند ببرد تا از بدى او در امان باشد و در هر حال این شرارت از درون آدمى سرچشمه نمى گیرد و منشأ در وجود شیطان دارد.

5ـ اعمال نیك

الف . مسیحیت بر این اعتقاد است كه آدمى از طریق اعمال نیك خود نمى تواند با خداوند ره آشتى را بپیماید زیرا انسان صرفاً از طریق عیسى مسیح است كه مورد عفو و آمرزش خداوندى قرار مى گیرد و با این پیش شرط آدمى مى تواند با كمك خداوندى به اعمال نیكو دست یازد. تلاش انسان نجات نایافته براى تأمین و اجراى قانون باعث فرو رفتن هر چه بیشر وى در گرداب گناه مى شود.
آدمى به دلیل همان طبیعت مردود شده اش نمى تواند منشأ صدور نیكى ها و آنچه مقبول خداوند است باشد.
ب . براساس اعتقادات مسلمانان ، انسان مى تواند اعمال نیك انجام دهد و از راه رعایت فرامین الهى مورد لطف خداوندى قرار گیرد.انسان در ذات و فطرت خود طبیعت شریرى ندارد

 

6ـ شخص عیسى مسیح

الف . بنابر اعتقاد مسیحیان عیسى مسیح به عنوان ناجى و رهایى بخش انسان در جهان پاى به عرصه هستى نهاده است . او در حالى كه یك انسان است در عین حال فرزند خداوند است و او به نیابت جهت آمرزش گناهان مسیحیان بر بالاى صلیب رفت ولى سه روز پس از مرگ دوباره زنده گردید (انجیل لوقا 3، 1) او خودش را ظهور روح القدس خداوندى به عنوان منجى انسان درجامعه اعلام نمود (انجیل یوحنا 6/14).
پیامبر اسلام (ص)باید از دیدگاه مسیحیت پیامبر نباشد زیرا آموزه هاى دینى او در تقابل با اندیشه هاى بنیانى كتب عهد جدید و عهد قدیم قراردارد (تاریخ حواریون 43، 10).
ب . بر مبناى اعتقاد اسلامى عیسى مسیح تنها یك انسان و یك پیامبر بود اگرچه او یكى از پیامبران اولوالعزم در تاریخ پیامبران الهى است . قرآن اگرچه با احترام فراوان از عیسى مسیح یاد مى كند اما او را منجى و رهایى بخش انسان در جهان معرفى نمى كند. حضرت عیسى بر مبناى اعتقاد مسلمانان پیامبرى است كه آمدن حضرت پیامبر اسلام (ص)را خبر داده است . پیامبر اسلام (ص)از عیسى مسیح بلندمرتبه تر است . اوبزرگ ترین و آخرین پیامبر تاریخ انبیاء و خاتم پیامبران است و هر آن كس كه به وى ایمان ندارد گمراه است


Geraldo
جمعه 17 آذر 1396 07:27 ق.ظ
What's up to all, since I am genuinely keen of reading this blog's post to be updated regularly.
It carries good information.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:29 ب.ظ
Hello! I simply would like to give you a huge thumbs up for your excellent info you have here on this post.
I'll be coming back to your blog for more soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر