تبلیغات
پلاگیوس - نحوه پیدایش رهبانیت و علل و آثار آن در مسیحیت
دوشنبه 24 بهمن 1390

نحوه پیدایش رهبانیت و علل و آثار آن در مسیحیت

   نوشته شده توسط: علی هجران    

                  http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSBShklosvIGZmvPxvOK4wHUklDevZ1uQSv5Id3Ry0Ctd1C-yHg

         

تمایل به عزلت و دورى از اجتماع و تفكر «تقابل میان ماده و روح» در میان برخى یهودیان وجود داشته و برخى معتقدند كه از طریق «اسنى هاى یهودى» این گزارش به مسیحیت سرایت كرده است. با این همه، باید زمان آغاز «نهضت رهبانیت» را قرن چهارم میلادى در مناطق شرقى دنیاى مسیحیت و پس از آن در غرب دانست. رهبانیت در نزد مسیحیان به معناى كناره گیرى از امور متداول زندگى براى اشتغال به عبادت و امور دینى است.

 

 

در اوایل قرن چهارم، مسیحیت دین رسمى امپراطورى رم، معرفى شد و مسیحیان كه تا آن زمان، تحت آزار و شكنجه بودند، دوران جدیدى را تجربه كردند. ثروت و رفاه به جامعه ى مسیحى راه یافت و دنیاگرایى كام بسیارى را تغییر داد; به همین دلیل، بعضى احساس كردند كه زندگى فداكارانه ى مسیح را دنبال نمى كنند، به همین جهت شهرها را رها كردند و عزلت در بیابان را برگزیدند تا در آن جا زندگى زاهدانه ى انفرادى همراه با عبادت و دعا و نیایش را تجربه كنند. ویل دورانت در توصیف وضعیت كلیسا در قرن چهارم مى نویسد: كوپریانوس از این كه مؤمنان حوزه ى مذهبى اش شیفته ى پول هستند، اسقف ها مقام هاى رسمى پردرآمد دارند كه از قِبل آنها متمول مى شوند و پول نزول مى دهند و به محض استشمام بوى خطر، دست از كیش خود برمى دارند، شكوه و گلایه مى كرد.. . صومعه نشینى یا رهبانیت مسیحى، در اعتراض علیه این سازش هاى متقابل جسم و روح شكل گرفت. «رهبانیت» نخست در مصر و سوریه و جزیرة العرب مشاهده شده است. بنیان گذار رهبانیت را شخصى به نام «آنتونى» (251 ـ 356 م) مى دانند. او در بیست سالگى تمام اموالش را فروخت و پول آن را به فقرا داد و خود به غار دورافتاده اى رفت و به تفكر و عبادت پرداخت. شهرت وى سبب شد بسیارى نزد او بروند و در غارهاى مجاور ساكن شوند. اما نخستین كسى كه رهبانیت دسته جمعى یا جماعت رهبانى را بنیان نهاد، «پاكومیوس» (متوفاى 346 م) بود. وى در سال 325، پس از مشاهده ى انزوا طلبى راهبان، كه آن را ناشى از خودپسندى آنان مى دانست، در «تابن»، واقع در مصر، دیرهایى بنا كرد كه در هر كدام صد راهب به عبادت مشغول بودند. وى نخستین كسى بود كه آیین نامه اى براى سازمان دهى زندگى رهبانىِ گروهى، تنظیم كرد.

 

واكنش كلیسا نسبت به ظهور رهبانیت

كلیسا ابتدا با جنبش رهبانیت مخالفت كرد و آن را یك عمل بدعت آمیز تلقى نمود، سپس آن را به عنوان یك وزنه ى تعادل بخش در مقابل اشتغال روزافزون خود به حكم رانى، پذیرا شد. آباى كلیساى شرق مسیحیت تعریف جدیدى از رهبانیت ارائه كردند: آنان جامعه را فاسد نمى دانستند و ترك اشتغالات دنیوى و امور اجتماعى را هم لازم نمى شمردند، ولى به دلیل مشغله هاى زیاد و بحث و جدل هاى الهیاتى و سیاسى، احساس نیاز به محیطى مى كردند كه گه گاه آنان را از فعالیت و اشتغالات روزمره جدا كند و زمینه ى دعا و تفكر و خلوت و راز و نیاز را برایشان فراهم آورد. با این عمل مى توانستند به یاد آورند كه هدف زندگى، پیروى كامل از تعالیم مسیح است. باسل كبیر (330 ـ 379 م) اسقف منطقه ى كاپادوكیه، قانونى براى راهبان وضع كرد كه هنوز هم كلیساهاى ارتدكس شرقى از آن پیروى مى كنند. دیرهاى باسیلى در مناطق بیابانى سوریه، جزیرة العرب و مناطقى در آناتولى و یونان تأسیس شد و راهبان به پند و ارشاد كسانى كه به زیارتشان مى آمدند مى پرداختند و از مسافران راه گم كرده پذیرایى مى كردند و فراریان را پناه مى دادند. باسل اصرار داشت كه راهبان كار كنند، دعا كنند، كتاب مقدس بخوانند و به انجام اعمال نیك بپردازند; و با این اقدام به رهبانیت جلوه اى اجتماعى بخشید. رهبانیت، پس از شیوع در شرق، كم كم به سرزمین هاى غربى راه یافت. گفته مى شود رهبانیت را «آتاناسیوس»، شخصیت مهم شوراى نیقیه و مخالف سرسخت آریوس،در یكى از تبعیدهاى دوره اى اش از اسكندریه به روم، رواج داد. نخستین اثر مكتوب درباره ى زندگى رهبانى در غرب، مربوط به «یوحنّا كاسیانس» (425 م) است، اما پدر رهبانیت در غرب را «بندیكت» (547 م) مى دانند. وى كه در سال هاى جوانى در حوالى شهر رم به ریاضت اشتغال داشت، قانونى براى زندگى گروهى رهبانى تنظیم كرد كه بعدها مهم ترین سند در تاریخ رهبانیت شد. در اواخر قرن ششم، رهبانیت و صومعه نشینى ریشه ى عمیقى در هر دو بخش شرقى و غربى كلیسا دوانیده بود. در قرن ده و یازده میلادى اصلاحاتى در رهبانیت صورت گرفت، این دوره را دوره ى دوم شكوفایى دیرنشینى مى نامند. رهبانیت هنوز هم جایگاه مهمّى در كلیساى كاتولیك دارد.

 

علل و آثار رهبانیت

در وهله ى اول، رهبانیت اعتراضى در مقابل دنیاگرایى دستگاه روحانیت بود. عده اى از روحانیون كه میان زندگى زاهدانه و ایمان به مسیح، پیوندى عمیق یافتند، حاضر به تحمّل زندگى اشرافى نبودند. از سوى دیگر، گسترش فرهنگ «تقابل میان روح و ماده» گروهى را به مبارزه با خواهش هاى نفسانى سوق داد. در این فرهنگ، حتى «ازدواج» هم نوعى رویكرد منفى به زندگى پست جسمانى بود. امروزه پیروان كلیساى كاتولیك تجرد را بهتر از ازدواج مى دانند. برخوردهاى خشن ارباب كلیساى شرقى نیز در به وجود آمدن این نهضت بى تأثیر نبوده است. كلیساى غرب از ابتدا با الهیات عیسى خدایى آشنا شده بود، اما در شرق، اختلاف دیدگاه ها بسیار حادّ و عمیق بود. پس از حاكمیت كلیسا در اوایل قرن چهارم میلادى و رسمیت یافتن الهیات عیسى خدایى، همه ى مردم ملزم به پذیرش این دیدگاه شدند و جزاى مخالفان این عقیده و كسانى كه كتب و یا اناجیل غیررسمى و غیرقانونى را به همراه داشتند، بسیار سنگین بود. در چنین شرایطى، گروهى از مخالفان دیدگاه رسمى كلیسا، به بیابان ها پناه بردند. هر چند قبل از رسمیت یافتن دین مسیح هم، كلیساهاى قدرتمند، مشكلاتى براى مخالفان ایجاد مى كردند. به گزارش برخى منابع مسیحى، تعداد بسیارى از كسانى كه به الوهیت مسیح اعتقادى نداشتند، گرد «آریوس» جمع شدند و یك جمع رهبانى را تشكیل دادند. برخى از صاحب نظران به تفاوت شكل رهبانیت در شرق و غرب اشاره كرده اند: هواى سرد اروپا تشكیل گروه هایى براى تدارك دیدن اماكن گرم و خوراك زمستانى را تقویت مى كرد; در حالى كه در شرق رهبانیت فردى بیشتر رایج بود. در ضمن، رهبانیت غربى جنبه ى عملى بیشترى داشت و ریاضت صرف را نمى پذیرفت و تنبلى را نكوهش مى كرد. ورود روش هاى نیمه بت پرستانه به كلیسا، در پى ایمان آوردن بربرها، نیز از جمله عوامل رواج رهبانیت محسوب مى شود. راهبان در گسترش و پیشرفت مسیحیت، به ویژه در كلیساى ارتدكس، نقش به سزایى داشتند. آنان نخستین فرستادگان مسیحى به سرزمین بالكان و روسیه بودند و سنت هاى رهبانیت شرقى و آیین نامه ى «باسیل قدیس» را با خود به آن مناطق بردند. راهبان و به ویژه اعضاى كلیساى ارتدكس روسیه در تاریخ مسیحیت آن كشورها نقش بسیار مهمى داشته اند. از سوى دیگر، راهبان مى توانستند عامل جذب و پایدارى كسانى باشند كه عمل كرد منفى كلیسا آنان را از مسیحیت دور مى كرد; به علاوه، صومعه ها در سال هاى تاریك قرن ششم تا یازدهم، براى زنده نگاه داشتن دانش، كوشش فراوانى كردند. آنان در صومعه ها مدارس ابتدایى تشكیل دادند و به نسخه بردارى از متون پرداختند. برخى از مهم ترین رهبران كلیساى قرون وسطى، از جمله «گریگور هفتم» از میان صومعه ها برخاسته اند. هم چنین نباید فراموش كرد كه صومعه براى مطرودین جامعه، كه نیازمند آرامش روانى بودند، پناهگاه خوبى به حساب مى آمد.

 

آثار منفى نهضت رهبانیت

گسترش رهبانیت آثار منفى متعددى بر جاى گذاشته است. پیدایش شكل اجتماعى رهبانیت، فرصتى براى كلیساى حاكم فراهم آورد تا با جذب راهبان به مناصب كلیسایى، بر اعتبار خود بیفزاید. راهبان به مقامات عالى نایل شدند و نزد پادشاهان، مردم و اسقف ها منزلتى والا یافتند و مورد احسان فراوان قرار گرفتند. همین نكته موجب شد كه تساهل و سستى به نهضت رهبانیت راه یابد. تاریخ مملو از اخبار كسانى است كه بر اعمالى كه رهبانیت را كم ارزش مى سازد و امور ناپسند را رواج مى دهد، تأسف مى خورند. از سوى دیگر، جذب شدن مخالفان سیاست ها و روش هاى حاكم بر كلیسا به صومعه هاى مناطق بیابانى، به طور طبیعى كلیساى حاكم و دستگاه سیاسى كشورها را از مزاحمت آنان آسوده مى كرد و این پیامد براى حاكمان ناپسندیده نبود. نویسنده اى مسیحى در مورد جهات منفى رهبانیت مى نویسد: بسیارى از مهم ترین زنان و مردان امپراطورى جذب صومعه ها شدند و جامعه درست در زمانى كه به چنین رهبرانى نیاز مبرم داشت، از استعدادها و توانایى هاى آنان محروم مى شد. به علاوه، زندگى مجردانه ى این گونه افراد، مانع ازدواج و پرورش كودكان قابل مى شد.. . بسیارى از اوقات نیز راهبانى كه براى اعتلاى روح خود ریاضت مى كشیدند، دچار غرور مى شدند; و هنگامى كه بر اثر امساك و مالكیت گروهى، ثروتمند مى شدند، خصایصى نظیر كاهلى، خست و طمع در آنان نفوذ مى كرد. رهبانیت موجب رشد و توسعه ى سریع سلسله مراتب و تمركز در سازمان كلیسا گردید; زیرا راهبان مطیع روحانیون ارشد خود و اینان نیز به نوبه ى خود مطیع و تابع پاپ بودند. نقش گروه هاى راهب و مبشّر دربسط سلطه ى بیگانگان، خصوصاً در مشرق زمین و قاره ى آسیا كم نبود. پیوند خوردن روحانیت مسیحى با قدرت هاى سلطه گر، پیامدهاى تأسف انگیزى براى كلیسا در پى داشته است. اقدامات رفاهى و بهداشتى و ایجاد امكانات تحصیلى در مناطق محروم و صرف مبالغ هنگفت، از رایج ترین وسایل تبلیغاتى «راهبان» براى تحت سلطه در آوردن ملل مختلف بود; به طور مثال، اولین گروه سفیدپوستانى كه پاى به «زیمبابوه» گذاشتند، كاشفان پرتغالى در قرن 16 م. بودند و نخستین انگلیسى وارد شده در آن سرزمین، میسیونرى به نام «دیوید لیوینگستون» بود كه در سال 1855 م. آبشار «ویكتوریا» را كشف كرد، و پس از انجام «وظایف مذهبى» به انگلستان برگشت و در گزارشى اعلام كرد: در خاك این سرزمین ذرات طلا به بزرگى دانه گندم وجود دارد.

 

امروز رهبانیت

اخیراً رهبانیت در غرب جولانگاه نفوذ احزاب سیاسى شده است. حزب محافظه كار به دفاع از رهبانیت، و حزب آزادى خواه، در قالب تصویب برخى قوانین، به تضعیف آن مى پردازد. امروزه رهبانیت در كلیساى كاتولیك و ارتدكس به رسمیت شناخته مى شود، ولى برخلاف راهبان قدیم كه بیشتر فعالیتشان به تفكر در مسائل دینى خلاصه مى شد، مهم ترین فعالیت گروه هاى رهبانى جدید موعظه و تعلیم، رسیدگى به فقرا، عیادت مریضان و كارهایى از این قبیل است. پروتستان ها در قرن 16 م. به جاى نظام رهبانى، جمعیت هایى مركب از زنان و مردان، به نام «جمعیت خواهران» و «جمعیت برادران» تشكیل دادند، كه شبیه راهبان كلیساى كاتولیك عمل مى كنند.

 

رهبانیت در قرآن مجید

از نظر قرآن، رهبانیت از تعالیم انبیا و آموزه اى از شریعت شمرده نشده، هر چند كه عملى در جهت كسب رضایت خداوند بوده است و به همین دلیل راهبان مستحق پاداش از طرف پروردگار هستند، گرچه حقیقت رهبانیت را پیگیرى نكرده اند: و رهبانیتى را كه ابداع كرده بودند ما بر آنان مقرر نداشته بودیم; گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حق آن را رعایت نكردند; از این رو ما به كسانى از آنها كه ایمان آوردند پاداش دادیم و بسیارى از آنان فاسق اند(سوره ى حدید، آیه 27). آیه اى دیگر به فساد در نظم رهبانى اشاره دارد: اى كسانى كه ایمان آورده اید! بسیارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را به باطل مى خورند و آنان را از راه خدا باز مى دارند.. .. ( سوره توبه، آیه 34)البته فساد مالى و مخالفت با حقیقت، روشى متداول در میان تمام راهبان نبوده است; به همین جهت قرآن مجید در صدر اسلام از راهبان حقیقت جو و زهد و تواضعشان تمجید مى نماید: و نزدیك ترین دوستان به مؤمنان را كسانى مى یابى كه مى گویند: «ما نصارى هستیم»; این بدان خاطر است كه در میان آنها دانشمندان و راهبانى هستند كه تكبر نمىورزند، و هر زمان آیاتى را كه به پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، مى بینى بر اثر آن حقیقتى كه شناخته اند، اشك از چشم هایشان سرازیر مى شود، مى گویند: «پروردگارا ما ایمان آورده ایم، پس ما را در زمره گواهان بنویس(سوره مائده، آیه 82).

منابع:

          1- مسیحیت، مؤلف: سید محمد ادیب آل على، ناشر: انتشارات مركز مدیریت حوزه علمیه قم

          2- مسیحیت شناسى مقایسه اى، محمد رضا زیبایى نژاد، ص110-115

          3- بررسى شیوه هاى تبلیغاتى مسیحیت، مرتضى نظرى، ص 73

          4- دایرة المعارف بستانى، پطرس بستانى، ج 8، ص 688

          5- تاریخ تمدن، ویل دورانت،ج 3، ص766-767

          6- مسیحیت و بدعت ها، جوان اگریدى، ص 134، ص 57

          7- كلام مسیحى، توماس میشل، ترجمه حسین توفیقی، ص 143-144

          8- سرگذشت مسیحیت در طول تاریخ، آرل كرنز، ص 123-127


Tara
جمعه 17 آذر 1396 05:03 ق.ظ
Hi there! This blog post could not be written any better!
Looking at this post reminds me of my previous roommate!
He constantly kept talking about this. I will forward
this article to him. Fairly certain he'll have a good read.

Thanks for sharing!
maurinekirscht.hatenablog.com
شنبه 14 مرداد 1396 09:37 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get got an impatience over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again as exactly the same
nearly a lot often inside case you shield this hike.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر