تبلیغات
پلاگیوس - مقایسه توحید و تثلیث در اسلام و مسیحیت (1)
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390

مقایسه توحید و تثلیث در اسلام و مسیحیت (1)

   نوشته شده توسط: علی هجران    


مقایسه توحید و تثلیث در اسلام و مسیحیت (1)


 

 

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQYJsOWjhtEKhkt26zutyoVzSIZjZH0lB5NiaVqGKbIETOP-owVLw

یکی از اصول مسلم و مورد تأکید در دو دین مسیحیت و اسلام، توحید است. هر دو سنت معتقدند که خدای یگانه را می پرستند. با این حال در درون هر یک از دو سنت درباره معنا توحید و چگونگی آن فراوان بحث شده است. همچنین از آنجا که مسیحیت به اصل « تثلیث »، که به ظاهر مغایر با توحید است، قائل بوده، بحث « توحید و تثلیث » به یک مناقشه جدی میان دو دین بدل گشته است. مسیحیان تلاش کرده اند توحید و تثلیث را به گونه ای جمع کنند که از یک سو بر یگانگی خدا لطمه وارد نیاورند، و از سوی دیگر از اصل تثلیث دست نکشد. اما به نظر می رسد که هیچ بیانی از تثلیث مورد قبول قرآن نباشد و عالمان مسلمان نیز آن را به شدت رد کرده اند. این تحقیق بر آن است تا تثلیث را که از مسائل مهم و محوری الاهیات مسیحی است با توحید در الاهیات اسلامی مقایسه و مورد بحث و بررسی قرار دهد.


 


1-
توحید در سنت مسیحی
*
توحید در عهد قدیم
در عهد قدیم آمده است: « این بر تو ظاهر شد تا بدانی که یهوه خداست و غیر از او دیگری نیست » (تثنیه، 4: 35 )؛ « تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد. صورت تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است و از آنچه پایین در زمین است و از آنچه در آب زیر زمین است برای خد مساز؛ نزد آنها سجده مکن، و آنها را عبادت منما » (خروج، 20: 3 – 5 )؛ تثبیه، 5: 7 -9 )؛ « ای جمیع کران های زمین، به من توجه نمایید و نجات یابید؛ زیرا من خدا هستم و دیگری نیست» (اشعیاء، 24: 22 )؛ « من او هستم و پیش از من خدایی مصور نشده و بعد از من هم نخواهد شد» ( اشعیاء، 43: 10 )؛ « ای اسرائیل، بشنو. یهوه، خدای ما، یهوه واحد است» (تثنیه، 6: 4 )؛ « من اول هستم و من آخر هستم، و غیر از من خدایی نیست » (اشعیاء 44: 6 ).

*
توحید در عهد جدید
همچنین در عهد جدید آمده است: « و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحد حقیقی، و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند» (یوحنا، 17: 3 )؛ « و اینکه خدایی دیگر جز یکی نیست... لکن ما را یک خداست، یعنی پدر، که همه چیز از اوست و ما برای او هستیم » (اول قرنتیان، 8: 4 - 6 )؛ «خدا واحد است » (اول تیموتائوس، 2: 5 ).

*
توحید از نظر عالمان مسیحی
عالمان مسیحی نیز بر توحید تأکید کرده و به بیان آن پرداخته اند. یوحنای دمشقی می گوید: « کسانی که به کتاب مقدس اعتقاد دارند، در وحدانیت خدا شک نمی کنند». در کتاب تعلیمات دینی کلیسای کاتولیک چنین آمده است: « من به خدا واحد ایمان دارم» اینها کلمات آغازین اعتقاد نامه نیقیه قسطنطنیه ای هستند. اعتراف به وحدانیت خدا، که ریشه در وحی الاهی عهد قدیم دارد، از اعتراف به وجود خدا نیست و به همان اندازه اساسی است. خدا بی همتاست؛ تنها یک خدا وجود دارد: «دین مسیحی به این معترف است که خدا در سرشت، ذات و جوهر خود یگانه است ». نویسنده ای دیگر می گوید: « وحدانیت خدا به این معناست که فقط یک خدا وجود دارد و ذات الاهی غیر قابل تقسیم می باشد. وحدانیت خدا مهم ترین حقیقت عهد قدیم است... و همین حقیقت کرارا در عهد جدید تعلیم داده شده است... خدا نه فقط واحد است، بلکه منحصر به فرد می باشد و نظیر ندارد... فقط یک وجود نامحدود و کامل وجود دارد تصور دو وجود نامحدود یا بیشتر بر خلاف عقل و منطق است».
یوحنای دمشقی درباره دلیل توحید می گوید: خدا در همه صفاتش کامل است و اگر چند خدا باشد باید بین آنها تباین باشد؛ زیرا اگر تباین نباشد، کثرتی نیست. پس برخی باید ناقص باشند، و ناقص خدا نیست. نامحدود با کثرت نمی سازد. چگونه دو نفر می توانند جهان را اداره کنند و جهاند فاسد و منحل نشود؟ زیرا تباین به اختلاف منتهی می شود.
توماس آکویناس
در این باره می گوید: « وحدت خدا با ادله زیر آشکار می گردد: غیر ممکن است که دو فرد موجود باشند که به بالاترین درجه نیک باشند؛ زیرا هر چه بی حد و حصر است تنها در یک موجود یافت می شود؛ اما ما قبلا نشان دادیم که خدا به بالاترین درجه نیک است؛ پس خدا یکی است.
همچنین اثبات شده است که خدا دارای کمال مطلق است و هیچ کمالی نیست که دارا نباشد. بنابراین اگر خدایان متعددی باشد، پس باید چندین موجود کامل این گونه موجود باشند. اما این غیر ممکن است؛ زیرا اگر هیچ یک از این موجودات کامل، فاقد برخی کمالات نباشند و هیچ نقصی نداشته باشند- امری که برای هر موجود کامل مطلق لازم است- پس هیچ راهی نیست که این موجودات مطلق لازم است- پس هیچ راهی نیست که این موجودات کامل را از هم تمیز دهیم. پس این محال است که چند خدا موجود باشد».

2-
توحید در سنت اسلامی
http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSZum25RYyV7ka8hRN7qh7Y1s3lt_ZD4CpBK147M3FR6tiPtdBoDQ
*
توحید در قرآن
آیاتی از قرآن که مستقیم یا غیر مستقیم بر توحید دلالت دارند، بسیار پرشمارند: «لااله الا الله» ترجمه: « هیچ خدایی جز الله نیست » (صافات 37: 37 )؛ « لا الاه الا هو» ترجمه: « هیچ خدایی جز او نیست » (بقره 2: 163 ) ؛« لا اله الا أنا ترجمه: « هیچ خدایی جز من نیست » (نحل 16: 2 )؛ « لااله الا انت ترجمه: « هیچ خدایی جز تو نیست » (انبیاء 21: 87 )؛ « والهکم اله وحد» ترجمه: « هیچ خدایی جز الله نیست » (ص 38: 65 )؛ « ما من اله الا اله وحد» (مائده 5: 73 ) ترجمه: « نیست خدایی مگر خدای یکتا » ؛« ما لکم من اله غیر» ترجمه: « غیر از او خدایی برای شما نیست » (اعراف 7: 59 )؛ « قل انما امرت ان اعبد الله و لا اشرک به... » ترجمه: « بگو جز این نیست که من مأمورم خدا را بپرستم و به او شرک نورزم » (رعد 13: 36 ).
ظاهر برخی از آیات قرآن برهان بر توحید است: « ما اتخذ الله من ولد و ما کان معه من اله اذا لذهب کل اله بما خلق و لعلا بعضهم علی بعض سبحن الله عما یصفون » ترجمه: « خدا فرزندی اختیار نکرده و با او معبودی [دیگر ] نیست، و اگر جز این بود، قطعا هر خدایی آنچه را آفریده [بود] با خود می برد، و حتما بعضی از آنان بر بعضی دیگر تفوق می جستند. منزه است خدا از آنچه وصف می کنند » (مومنون 23: 91 )؛ « لوکان فیها ءالهه الا الله لفسدتا» ترجمه: « اگر در آنها [ (آسمان و زمین )] جز خدا، خدایانی [دیگر ] وجود داشت قطعا آنها تباه می شدند » (انبیا 21: 22 ). از آیه اول بر می آید که اگر جهان چند خدا داشته باشد، هر خدایی می باید اداره بخشی از آن را به دست می گرفت که در نتیجه جهان از یک نظام یکدست و هم آهنگ برخوردار نبود. همچنین این خدایان بر همدیگر برتری می جستند و این موجب تباهی جهان می شد، و آیه دوم نیز به همین امر اشاره دارد. صدرالمتألهین پس از اینکه یگانگی و یکپارچگی جهان را دلیل یگانگی خداوند می شمارد و آن را راه معلم اول، ارسطو، می خواند، می گوید که در کتاب الاهی نیز به همین راه اشاره شده است.

* توحید از نظر متکلمان و فیلسوفان مسلمان
متکلمان و فیلسوفان مسلمان همگی بر یگانگی خدا تأکید کرده و ادله متعددی بر آن آورده اند. صاحب کتاب المواقف پس از اینکه توحید را به معنای « امتناع وجود دو خدا می گیرد، از هر یک از حکما و متکلمان دو دلیل برای توحید نقل می کند. او پس از بیان دو دلیل حکما، ادله متکلمان را این گونه نقل می کند: وجود دو الاه که همه ویژگی های الوهیت را داشته باشند، محال است؛ چون اولا اگر دو خدا قادر موجود باشد نسبت کارهای مقدور به هر دو مساوی است؛ زیرا منشأ قدرت ذات آنان است و منشأ مقدوریت امکان؛ پس نسبت مساوی است. بنابراین لازم می آید که یک کار مقدور معین را یا هر دو انجام دهند، و این باطل است چون محال است، یا یک انجام دهد، که این ترجیح بلامرجع است؛
ثانیا اگر یکی از آنان کاری را اراده کند، یا اراده ضد آن کار برای دیگری ممکن است یا ممتنع، و این هر دو محال است: اولی محال است زیرا فرض این است که اراده او به آن تعلق گرفته و از فرض وقوع ممکن محال لازم نمی آید؛ پس یا هر دو واقع می شوند، که اجتماع ضدین است، یا هر دو واقع نمی شوند، پس ارتفاع نقیضین لازم می آید و بنابراین لازمه اش عجز هر دو است؛ اما اگر اراده یکی واقع شود و دیگری واقع نشود، عجز او لازم می آید؛ همچنین دومی محال است چون تعلق قدرت و اراده هر یک از دو خدا، ذاتا به این فعل ممکن است و مانع تعلق قدرت دیگری است. پس لازمه اش عجز اوست.

3-
تثلیث در سنت مسیحی و جمع آن با توحید
مسیحیان در کنار اعتقاد به توحید، به آموزه دیگری به نام تثلیث، یعنی وجود سه شخص پدر، پسر و روح القدس در الوهیت، معتقد بوده اند. یافتن مبنای نقلی برای اعتقاد به تثلیث و دفاع عقلانی از آن و جمع آن با توحید مهم ترین دل مشغولی عالمان الاهیات مسیحی بوده است.






























برچسب ها: توحید ، یوحنا ، آکوئیناس ، تثلیث ، متکلمان مسلمان ، عهدقدیم ،

What do you do when your Achilles tendon hurts?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:18 ق.ظ
I like the helpful information you provide in your articles.
I will bookmark your blog and check again here regularly.
I am quite certain I will learn plenty of new
stuff right here! Best of luck for the next!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر