تبلیغات
پلاگیوس - رابطه تثلیث و تجسد با عقل(مقایسه توحید و .. 4)
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390

رابطه تثلیث و تجسد با عقل(مقایسه توحید و .. 4)

   نوشته شده توسط: علی هجران    نوع مطلب :مسیحیت ،

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSSHLeffVXMnINjLWXWzfcIpxwFmMImj7Xvxb4NAIuoBjSesFQE

رابطه تثلیث و تجسد با عقل
آیا اینکه عقل می تواند با خودش مشورت کند و خود او درباره نتایج حاصل، نظر بدهد باعث دوگانگی در عقل می شود؟ آیا این تفاوت و تمایز ظاهری نیست؟ امری که مسئله را در باب تثلیث و تجسد سهل و آسان می کند این است که عالمان الاهیات مسیحی عموما قائل اند که درک تثلیث برای عقل بشری ممکن نیست و این آموزه، سری از اسرار الاهی است که تنها باید به آن ایمان آورد: آموزه تثلیث، ظریف و پیچیده است و مسیحیان معمولی باید آن را، بدون اینکه بتوانند کاملا توضیح دهند، بپذیرند. نویسنده ای دیگر پای از این فراتر گذاشته، در تفسیر « و کلمه خدا بود » (آیه اول از انجیل یوحنا )، که بر الوهیت کلمه دلالت دارد می گوید: منظور و مفهوم عبارت نامبرده این است که کلمه، سهمی از ذات باری تعالی بود. فکر انسان قاصر از آن است که بفهمد چنین چیزی، بدون اینکه قائل به ثنویت باشیم، چگونه امکان پذیر تواند بود. ولی عقیده و ایمان کلیسای مسیحی، از بدو تأسیس تا کنون این بوده که خدا یکی است و کلمه خدا دارای الوهیت می باشد و کلمه خداست

.

.
نویسنده ای مسیحی می گوید: در قلبت نگو چگونه ممکن است خدا مجسم شود و انسان گردد؛ چون این شأن خاص اوست. و دیگری می گوید: آری، تجسد کلمه الاهی از اسرار الاهی است که عقل انسان از درک ان عاجز است، ولی مخالف عقل نیست. بنابراین ادعای نویسنده فوق و بسیاری از عالمان الاهیات مسیحی این است که تثلیث و تجسد از امور خرد گریزند و از دسترسی عقل بشری خارج اند، اما خرد ستیز نیستند که با عقل تضاد داشته باشند: آیا لازم است تعلیمی را که اعلام شده و به آن صریحا از سوی خداوند وحی شده است، به خاطر عاجز بودن عقول ما از ادراک کنه آن و سخت بودن فهم آن، ترک کنیم؟ شکی نیست که برادران یهودی پاسخ می دهند که نه، هرگز؛ زیرا عقول ما انسان ها نیروی محدودی دارد و در نتیجه از فهم و ادارک اسرار دینی درباره طبیعت خدا عاجز است بر هیچ اسرائیلی که کتاب مقدس، یعنی عهد قدیم را مطالعه دقیق می کند، مخفی نیست که در آن اعلاناتی الاهی، غیر از مسئله تثلیث یافت می شود که از جانب خدا وحی شده اند، مانند قیامت بدن ها و زندگی ابدی و حضور در همه جا در وقت واحد و...؛ اموری که عقل انسان از فهم آنها عاجز است؛ نه فقط به خاطر بالا بودن آنها، بلکه چون کلام کتاب مقدس درباره آنها غامض است و زبان بشری از توضیح اسرار آنها عاجز است؛ ولی آیا صحیح است یا شایسته یکی اسرائیلی یا مسیحی است که بگوید از آنجا که فهم اینها مشکل است، باید آنها را رها کنم.
اما مخالفان آموزه های تثلیث و تجسد مدعی اند که این آموزه ها خرد ستیزاند، نه خرد گریز، و برخی نویسندگان مسیحی این خردستیزی را قبول کرده اند: قضیه تجسد، قضیه ای است که با عقل و منطق و حس ماده و مصطلحات فلسفی تناقض دارد؛ ولی ما تصدیق می کنم و ایمان داریم که آن ممکن است، اگر چه معقول نباشد. به هر حال اندیشه سر بودن آموزه تثلیث و اینکه این آموزه برای عقل بشری قابل درک نیست، در میان عالمان مسیحی قدیم و جدید شایع است در کتاب اعتقاد نامه رسمی کلیسای کاتولیک آمده است: تثلیث به معنای دقیق کلمه سر ایمان است؛ یکی از اسراری که در خدا مخفی است و سری است که شناخت آن بدون وحی از عالم بالا ممکن نیست. مطمئنا خدا آثاری از وجود تثلیثی خود را در عمل خلقت و وحی عهد قدیم به جا گذاشته است؛ اما اصل وجود تثلیثی اش سری است که عقل بشری صرف قادر به درک آن نیست و خود دین بنی اسرائیل قبل از تجسد پسر خدا و ارسال روح القدس، قادر به درک آن نبوده است. پس عقل بشری قادر به درک تثلیث نیست و تنها راه شناخت آن وحی است و با اینکه در عهد قدیم به این آموزه اشاره شده، قبل از آمدن مسیح مردم قادر به درک آن نبوده اند. نویسنده ای دیگر می گوید: تعلیم در مورد تثلیث اقدس را نمی توان در الاهیات طبیعی [عقلی] پیدا کرد؛ بلکه از مکاشفه الاهی در مسیح می توان به آن پی برد با استدلال منطقی می توانیم بفهمیم که خدای واحد وجود دارد؛ ولی وجود تثلیث در خدای واحد را از طریق مکاشفه الاهی درک می کنیم. او همچنین می گوید: باید اعتراف کرد که تثلیث اقدس یکی از اسرار مهم الاهی است. ممکن است عده ای آن را یک معمای فکری یا حتی ضد و نقیض بدانند. این تعلیم با وجودی که اسرارآمیز به نظر می رسد، ولی ساخته تفکر بشری نیست؛ بلکه مکاشفه الاهی می باشد. به این ترتیب همگان معترف اند که این آموزه از طریق عقل بشری به دست نمی آید و تنها از طریق وحی می توان آن را شناخت.

*
آموزه تثلیث در کتاب مقدس
دو دایرالمعارف الیاده و هستینگز در مدخل « تثلیث» وجود تثلیث را، هم در عهد قدیم و هم جدید انکار می کنند. در اولی آمده است که مفسران و عالمان الاهیات امروزی، بالاتفاق می گویند در عهد قدیم آموزه تثلیث یافت نمی شود و مواردی از این کتاب، که در گذشته برای اثبات تثلیث به کار می رفته، چنین دلالتی ندارند. این مفسران و عالمان الاهیات همچنین همگی برآنند که در عهد جدید ذکر صریحی از تثلیث نیامده و مواردی که برای اثبات این امر مورد استفاده قرار گرفته، چنین دلالتی ندارند. در دومی آمده است که آموزه تثلیث مسیحی هرگز در عهد قدیم یافت نمی شود و در عهد جدید نیز شکلی از این آموزه، که بعدا توسعه یافت، حتی در نوشته های پولس و یوحنا یافت نمی شود. با این حال در کتاب های الاهیاتی مسیحی کوشیده اند تا از فقراتی از عهد قدیم و عهد جدید برای اثبات تثلیث استفاده کنند. برای نمونه می گویند در عهد قدیم گاهی برای خدا ضمیر جمع یا فعل جمع به کار رفته و همچنین یکی از نام هایی که در عهد قدیم برای خدا به کار رفته « الوهیم » است که اسم جمع است، و این اشاره ای به تثلیث دارد. اما خود این نویسندگان می گویند کاربرد ضمیر یا فعل یا اسم جمع ممکن است برای احترام بوده باشد در عهد جدید نیز برای نمونه از فقراتی استفاده شده که در آنها « پدر و پسر و روح القدس» در کنار یکدیگر آمده اند. برای مثال در انجیل متی آمده است: « پس رفته، همه امت ها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم اب و ابن و روح القدس تعمید دهید» (28: 19 ) اینکه این سه نام کنار هم آمده است، دلالت بر مساوی بودن آنها می کند اما صرف کنار هم آمدن این سه نام، هرگز برابر بودن آنها را ثابت نمی کند؛ کما اینکه در قرآن نام خدا و پیامبر و اولوالامر کنار هم آمده و دستور به اطاعت از هر سه داده شده است (تغابن 64: 12 )، اما هرگز کسی برابر بودن آنان را برداشت نمی کند. البته در بخش هایی از عهد جدید، یعنی نوشته های پولس و یوحنا، مسیح الوهیت دارد. بنابراین آنچه از این بخش از عهد جدید به طور قطعی به دست می آید تثنیه است، نه تثلیث. اما در بخش های دیگر عهد جدید مسیح صرفا یک انسان است. تاریخ پیدایش و توسعه آموزه تثلیث به سده های بعدی مسیحی، یعنی از قرن دوم تا چهارم باز می گردد، که در قرن چهارم برای اولین بار در یک سند رسمی مسیحی، یعنی اعتقادنامه نیقیه، بر آن تأکید شده است. به همین دلیل کسانی در تاریخ مسیحیت تثلیث را نپذیرفته اند و به شدت مجازات شده اند: از جمله این جماعت فرقه نوینی پیدا شد که آنها را پیروان اونیتاریانیسم گویند. پیشوای این جماعت مردی اسپانیایی موسوم به میکائل سروتوس بود که او را در شهر ژنو، که مرکز فرقه کالونی بود، به جزای کفر و الحاد زنده بسوزانیدند. وی پس از مطالعه دقیق صحف عهد جدید، ملاحظه کرد مسئله تثلیث، که بر حسب اعتقاد نامه نیقیه برای عموم مسیحیان امری مسجل شده بود، در آن صحف وجود ندارد و معتقد شد که این عقیده کفر محض و باطل است. پس رساله ای به نام درباره خطاهای تثلیث در 1531 منتشر ساخت... وی می گفت که مبدأ تثلیث، یعنی ایمان به اب و ابن و روح القدس، یکی از ابداعات کلیسای کاتولیک است و مسیحی صحیح الاعتقاد که به نص انجیل عمل می کند... هرگز نمی تواند به الوهیت بشری به اسم عیسی اذعان نماید و عقلا محال است که از اجزای ثلاه سه شخصیت، خدای واحدی ترکیب شود.... ولی اندکی بر نیامد که پیروان کالون هویت او را کشف کردند... و [او را] در سال 1553، زنده طعمه آتش ساختند. هر چند او از میان رفت و نابود شد، ولی مبادی او باقی ماند. جماعات مسیحی مخالفین تثلیث به وجود آمدند که در اطراف ممالک اروپا به شدت مورد حمله و تکفیر و عقاب پروتستان ها و کاتولیک ها با هم قرار گرفتند. تنها در ممالک دور دست، مانند لهستان و ترانسیلوان، نسبتا محفوظ ماندند، و تا عصر حاضر پیروان آن عقیده در جهان باقی اند

 


1- درآمدی بر الاهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت ، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی ، قم ، موسسه فرهنگی طه ،بهار 1382، ص 119-144


2- مجله قبسات ، شماره 43، مقاله الاهیات تطبیقی بین اسلام و مسیحیت (توحید و تثلیث)، نوشته محمد محمد رضایی


3- اتین ژیلسون ، مبانی فلسفه مسیحیت ، ترجمه محمد محمد رضایی و سید محمود موسوی ، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم ، چ اول ، زمستان 1375


4- توماس میشل ، کلام مسیحی ، ترجمه حسین توفیقی ، قم ، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب ، چاپ اول 1377.


5- جوان أ.گریدی ، مسیحیت و بدعت ها ، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی ،قم ، موسسه فرهنگی طه ، چ اول 1377.


6- ارل کرنز ، سرگذشت مسیحیت در طول تاریخ ، ترجمه آرمان رشدی ، آموزشگاه کتاب مقدس ، 1994.


7- جان بی ناس ، تارخ جامع ادیان ، ترجمه علی اصغر حکمت ، تهران ، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی ،چ پنجم ، 1372.


8- پل ادواردز، براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب، ترجمه شهید علیرضا جمالى نسب، محمد محمد رضایى، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم


9- ولفسن هری اوسترین، فلسفه علم کلام ، ترجمه احمد آرام ، تهران ، انتشارات الهدی ، چ اول 1368.


10- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان ، ج 9، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، چاپ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۳


11- دین شناسی تطبیقی ، کدارنات تیواری ، ترجمه مرضیه (لوئیز )شنکایی ،تهران، انتشارات سمت


12- تونی لین ، تاریخ تفکر مسیحی ، ترجمه روبرت آسریان ، تهران ، انتشارات نشر و پژوهش فرزان روز ، 1380ش.


13- مرضیه لوئیز شنکایی ، بررسی تطبیقی اسمای الاهی ، تهران ، انتشارات سروش ، 1381ش.


14- حسین توفیقی ، آشنایی با ادیان بزرگ ، ،تهران، انتشارات سمت ، 1385ش.

 



برچسب ها: تجسد ، عقل در مسیحیت ، تعمید ،

foot pain causes
یکشنبه 4 تیر 1396 01:17 ب.ظ
Hello i am kavin, its my first time to commenting anywhere, when i read
this post i thought i could also create comment due to
this brilliant piece of writing.
jack9kemp01.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 02:37 ق.ظ
I am in fact happy to read this weblog posts which consists of tons of useful
facts, thanks for providing these kinds of information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر