تبلیغات
پلاگیوس - تحولات اساسی مسیحی در دوره آباء کلیسا(2)
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390

تحولات اساسی مسیحی در دوره آباء کلیسا(2)

   نوشته شده توسط: علی هجران    نوع مطلب :مسیحیت ،

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcROd3HaJKEML6id7mS-sHhGR9-dWHAYxhrcoZvR7SLYos7SeeD6Sw
موضع کلیساى شرق و کلیساى غرب
موضع شرق که تا به امروز در کلیساهاى یونان و روسیه داراى اهمیتى بسیار بوده، توسط گروهى از نویسندگان سه گانه در ترکیه امروزى مطرح شد. باسل اهل قیصریه ( حدود 330-379)، گرگوری اهل نازیانوس ( 329 – 389) و گرگوری اهل نیسا ( حدود 330 – 395) معروف به پدران اهل کاپادوکیا تأملات خود درباره تثلیث را با توجه به شیوه هاى مختلفى که پدر، پسر، روح القدس تجربه شده بودند، آغاز کردند. موضع غرب که به خصوص به آگوستین اهل هیپو منسوب است، از یگانگى خدا آغاز گشته و به بررسى پیامدهاى عشق خدا براى درک ما از ماهیت الوهیت منتهى مى شود. آموزه تثلیث یکى از موارد نادر در موضوعات الهیاتى است که مورد توجه هم کلیساى شرق و هم کلیساى غرب بوده است. در این جا، توجه ما به دو بحث در الهیات معطوف مى شود که به خصوص با کلیساى غرب پیوند داشت و هردو بهویژه با آگوستین اهل هیپو گره خورده است.
 


7-
آموزه کلیسا
محور یکى از مناقشات اساسى در کلیساى غرب، پرسشى بود در باب قداست کلیسا. دوناتیان در سال 303 تا هنگام تغییر آیین دادن قسطنطین در سال 313 ادامه داشت، دارای اهمیت ویژه ای بود. طی همین دوره تعقیب و آزار که داشتن کتاب مقدس غی مجاز بود، بعضی از مسیحیان نسخه های کتاب مقدسی را در اختیار داشتند، به مقامات تحویل دادند. این افراد بی درنگ از سوی کسانی که از این کار امتناع ورزیده بودند، طرد شدند. با پایان یافتن دوران تعقیب و آزار، بسیاری از این خائنان ـ در لغت به معناى کسانى که متون مقدس را تحویل دادند ـ به کلیسا بازگشتند. دوناتیان خواستار طرد آنان بودند زیرا خود را بدنام و رسوا ساخته بودند، اما آگوستین به گونه دیگرى مى اندیشید. او اعلام کرد که از کلیسا باید انتظار داشت که همچنان «مجموعه اى مرکب» از قدیسان و گناهکاران باشد. وى مخالف این بود که کسانى که تحت آزار و شکنجه یا به دلایل دیگر دچار لغزش شدند، از کلیسا بیرون رانده شوند. اعتبار مراسم و موعظه کلیسا به قداست اجراکنندگان آن بستگى ندارد، بلکه به شخص عیسى مسیح متکى است. بى ارزش بودن شخص اجراکننده، آسیبى به اعتبار آیین هاى مقدس وارد نمى کند. این دیدگاه که به سرعت به معیارى در کلیسا تبدیل شد، تأثیر عمیقى بر تفکر مسیحى درباره ماهیت کلیسا و مجریان آن گذاشت. محور بحث هاى دوناتیان، پرسشى درباره آموزه کلیسا (که معروف به «کلیساشناسى» است) و پرسش هاى مرتبط با آن مانند چگونگى کارکرد آیین هاى مقدس بود. بسیارى از مباحث مطرح شده در این مناقشات، بار دیگر در دوره نهضت اصلاح دینى به هنگام طرح مجدد بحث هاى کلیساشناسى مطرح شد.

8-
آموزه فیض
آموزه فیض در تحولات الهیاتى در کلیساى یونانى زبان شرق موضوع با اهمیتى تلقى نمى شد. با این حال، در دهه دوم قرن پنجم، مناقشه شدیدى بر سر این موضوع درگرفت.
پلاگیوس، راهب زهدپیشه بریتانیایى در روم، قویا بر ضرورت مسئولیت اخلاقى بشر استدلال مى کرد. او با هشدار نسبت به کوتاهى کلیساى کاتولیک روم در مسائل اخلاقى، بر ضرورت بهبود دائمى شخص در پرتو شریعت عهد عتیق و الگوى مسیح تأکید مى کرد. از همین رو، مخالفانش ـ که بزرگ ترین آنها آگوستین بود ـ معتقد بودند که وى منکر هرگونه جایگاهى براى فیض الهى در آغاز و ادامه زندگى مسیح است. مى توان آیین پلاگیوسى را آیین استقلال بشر دانست، زیرا وى معتقد بود که افراد بشر مى توانند در مسیر رستگارى خود، ابتکار عمل را به دست گیرند.

اختلاف آگوستین و پلاگیوسى
آگوستین به شدت علیه آیین پلاگیوسى واکنش نشان داد و بر تقدم فیض خدا در هر مرحله از زندگى مسیحى از آغاز تا پایان تأکید کرد. به عقیده آگوستین، افراد بشر در برداشتن گام هاى اولیه نیل به رستگارى از اختیار لازم برخوردار نیستند. بشر به رغم «آزادى اراده» در بند اراده اى است که گناه آن را به فساد و آلودگى کشیده و او را متمایل به شر و گریزان از خدا کرده است. تنها اراده خداست که مى تواند این تمایل به گناه را خنثى کند. دفاع آگوستین از فیض آن چنان نیرومند بود که وى بعدها به استاد فیض معروف شد.

آموزه فیض از دیدگاه آگوستین
از موضوعات اساسى در تفکر آگوستین سقوط بشراست. انگاره «سقوط» برگرفته از سفر خروج 3 و بیانگر این اندیشه است که بشر از جایگاه پاک اولیه خود «سقوط» کرده است. از این رو، جایگاه کنونى بشر همان نیست که خدا از اول در نظر داشت. نظام آفرینش به طور کامل با خیر بودن کمال اولیه اش سازگارى ندارد. بشر لغزش یافته، به تباهى کشیده شده یا فاسد شده است، اما بازخریدش نشدنى نیست; چنان که آموزه هاى رستگارى و نجات موید آن است. انگاره «سقوط» بیانگر این اندیشه است که آفرینشى که هم اکنون وجود دارد، در مرحله اى پایین تر از آن است که خدا در نظر داشت. به عقیده آگوستین، لازمه این سخن آن است که همه افراد بشر هم اکنون و از لحظه تولد آلوده به گناه اند. بر خلاف بسیارى از فلسفه هاى اگزیستانسیالیست قرن بیستم، (مانند فلسفه مارتین هایدگر) که موافقند که «سقوط» گزینه اى است که ما برمى گزینیم (نه چیزى که براى ما برگزیده شده)، آگوستین گناه را ذاتى ماهیت بشر تصویر مى کند. این نه یک جنبه انتخابى، بلکه جزئى جدایى ناپذیر در هستى ماست. این اندیشه که بیانى انعطاف ناپذیرتر در آموزه گناه اولیه آگوستین یافت، داراى اهمیتى اساسى در آموزهاى او در باب گناه و رستگارى است. از آن جا که همه گناهکارند، همه نیازمند بازخریدند و از آن جا که همه از شکوه خدا بازمانده اند، همه نیازمند بازخریدند. از دیدگاه آگوستین، بشر هرگز نمى تواند به مدد ابزارها و امکانات خود، به دوستى با خدا درآید. هیچ اقدام یک مرد یا یک زن براى شکستن حصار گناه کافى نیست. آگوستین همانند یک معتاد به مواد مخدر است که مى کوشد از چنگ هروئین یا کوکائین بگریزد. شرایط را نمى توان از درون متحول کرد. به همین ترتیب، دگرگونى حتمى، باید از بیرون اوضاع و احوال بشر صورت گیرد. به عقیده آگوستین، خداوند در حل بن بستى که بشر بدان گرفتار آمده، دخالت مى کند. او نیازى ندارد که چنین کند، اما از سر عشق به بشر لغزش یافته خود را در شخص عیسى مسیح در شرایط بشر فروافتاده قرار مى دهد تا او را رهایى بخشد. آگوستین معتقد بود که «فیض» موهبتى است که خداوند آن را اعطا کرده است اما نه به سبب شایستگى. خداوند به خواست خود، بشر را از بند گناه مى رهاند. بازخرید تنها به مثابه موهبتى الهى امکان پذیر است و چیزى نیست که خود بتوانیم آن را تحصیل کنیم بلکه چیزى است که باید براى ما انجام داده شود. از این رو، آگوستین تأکید مى کرد که منابع رستگارى در بیرون بشر در خود خدا قرار دارد. این خداست که آغازگر فرایند رستگارى است نه مردان یا زنان.

آموزه فیض از دیدگاه پلاگیوس
بارى، از دیدگاه پلاگیوس اوضاع و احوال بسیار متفاوت به نظر مى رسید. به گمان پلاگیوس، منابع نجات در درون بشر قرار دارد. در واقع، هر یک از افراد بشر قابلیت آن را دارد که خود را رستگار سازد. چنین نیست که آنان در دام گناه قرار گرفته باشند بلکه مى توانند هر چیزى را که براى رستگارى خود لازم است انجام دهند. رستگارى چیزى است که به واسطه اعمال نیک به دست مى آید و خداوند ناگزیر است که بشر را به خاطر این دست آورد اخلاقى پاداش دهد. پلاگیوس اندیشه فیض را به حاشیه راند و آن را عبارت از خواسته هاى خداوند از بشر براى نیل به رستگارى دانست ـ مانند ده فرمان یا الگوى اخلاقى مسیح. جان کلام پلاگیوس را مى توان در این خلاصه کرد «رستگارى به سبب شایستگى»، در حالى که آگوستین به «رستگارى به سبب فیض» مى اندیشید.

برداشت هاى متفاوت از ماهیت بشر

این مطلب روشن خواهد شد که این دو الهیات متفاوت، برداشت هاى کاملا متفاوتى از ماهیت بشر داشتند. از دیدگاه آگوستین، ماهیت بشر ضعیف، سقوط یافته و ناتوان است، اما از دیدگاه پلاگیوس بشر ماهیتى متکى به خود و مختار دارد. ازدیدگاه آگوستین، بشر براى نیل به رستگارى باید به خدا متکى باشد. از دیدگاه پلاگیوس خدا تنها نشان مى دهد که براى نیل به رستگارى چه باید کرد و بشر، اعم از مرد و زن، را به حال خود وامى گذارد تا بدون کمک گرفتن از کسى، شرایط را خود فراهم سازد. از دیدگاه آگوستین، رستگارى موهبتى است که اعطا شده اما نه از سر شایستگى. اما از دیدگاه پلاگیوس، پاداشى است که عادلانه به دست مى آید.

آموزه تقدیر از دیدگاه آگوستین
بر طبق برداشت آگوستین از فیض، افراد بشر ناتوان از آنند که خود را نجات دهند و از آن جا که خدا موهبت فیض خود را تنها به بعضى (نه همه) مى دهد، نتیجه مى گیریم که خداوند کسانى را که باید نجات یابند، از پیش برگزیده است. آگوستین با بسط اشاراتى به این اندیشه در عهدجدید، آموزه تقدیر را مطرح کرد. اصطلاح «تقدیر» به تصمیم اولیه و ازلى خداوند در نجات عده اى و نه همه اشاره دارد. همین جنبه از تفکر آگوستین بود که بسیارى از معاصرانش ـ چه رسد به جانشینانش ـ آن را ناپذیرفتنى یافتند. نیاز به گفتن ندارد که نمى توان معادل کاملى براى این مطلب در تفکر پلاگیوس یافت. شوراى کارتاژ در سال 418 در مورد دیدگاه آگوستین در باب فیض و گناه تصمیم گیرى کرد و با عباراتى غیرآشتى جویانه، آیین پلاگیوسى را محکوم کرد. اما آیین پلاگیوسى تا مدت ها به یکى از موضوعات مورد مناقشه در شکل هاى مختلف تبدیل شد. با پایان یافتن دوره آباء و فراگیر شدن قرون تاریک بر غرب اروپا، بسیارى از این موضوعات به شکلى لاینحل باقى ماند. در قرون وسطى و بیش از همه در دوره نهضت اصلاح دینى بار دیگر این موضوعات مطرح شد.



برچسب ها: دیدگاه پلاگیوس ، آموزه فیض ، آگوستین ،

shoe lifts for men
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 11:48 ق.ظ
My brother recommended I might like this blog.
He was totally right. This post actually made my day.
You can not imagine just how much time I had spent for this
info! Thanks!
http://bronwynmarcucci.blogas.lt
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 03:40 ق.ظ
This is a topic which is near to my heart... Thank you!
Exactly where are your contact details though?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر